گاهی خبرها فقط خبر نیستند؛ زخم‌اند. زخمی که نه بر صفحه کاغذ، بلکه بر قلب یک ملت می‌نشیند.

به گزارش ایران‌پرس، لحظه‌ای که خبر شهادت سرتیپ خلبان شهید مجید کاظمی را به پدرش رساندند، هیچ واژه‌ای توان روایت آن صحنه را نداشت. مردی که سال‌ها قامتش را برای فرزندش استوار نگه داشته بود، دیگر تاب نیاورد. اشک، پیش از کلمات جاری شد. صدای گریه‌اش سکوت خانه را شکست؛ گریه‌ای که تنها سوگ یک پدر نبود، روایت تمام سال‌هایی بود که فرزندش را با امید بزرگ کرد و سرانجام او را به آسمانی سپرد که همیشه خانه خلبانان است.

ارتش تنها از یک واقعیت سخن گفت؛ آزمایش DNA هویت شهید را تأیید کرده و پیکر او پس از ماه‌ها دوری، به وطن بازگشت. اما آنچه در هیچ اطلاعیه‌ای نوشته نمی‌شود، بازگشت روح مردی است که مدت‌ها پیش، در آخرین پروازش، به بلندای جاودانگی رسیده بود.

خلبانان شکاری با هر برخاستن، وداع را تمرین می‌کنند. آنان می‌دانند شاید این پرواز، بازگشتی نداشته باشد؛ اما باز هم موتور هواپیما را روشن می‌کنند، زیرا باور دارند امنیت و عزت وطن، بهایی دارد که گاه باید با جان پرداخت.

مجید کاظمی تنها یک خلبان نبود. او از نسل مردانی بود که سوگند خورده بودند اگر آسمان ایران تهدید شود، خود سپر آن شوند. دشمن شاید توانست هواپیمایش را هدف قرار دهد، اما هرگز نتوانست ایمان، اراده و عشق او به ایران را در هم بشکند.

چهارشنبه پیکرش به خانه بازگشت. مادری چشم به راه فرزندی داشت که دیگر در را نخواهد گشود. همسری و فرزندانی در حسرت آغوشی مانده‌اند که زمان از آنان دریغ کرد. همرزمانش، جای خالی یاری را می‌بینند که دیگر در کابین پرواز کنارشان نخواهد نشست.

اما در میان همه این اندوه‌ها، تصویر پدری که پس از شنیدن خبر شهادت فرزندش با سوزی جانکاه گریست، شاید دردناک‌ترین روایت این روزها باشد؛ تصویری که به ما یادآوری می‌کند پشت هر نامی که در فهرست شهدا ثبت می‌شود، قلبی از تپش می‌ایستد، خانه‌ای در سوگ فرو می‌رود و خانواده‌ای تا پایان عمر با جای خالی عزیزی زندگی می‌کند.

با این همه، تاریخ نشان داده است که نام مردانی چون مجید کاظمی در گذر زمان رنگ نمی‌بازد. آنان ستارگان خاموش‌نشدنی آسمان یک ملت‌اند؛ مردانی که ثابت کردند عشق به وطن، گاهی نه در شعار، بلکه در آخرین پرواز، آخرین نفس و آخرین لبخند معنا می‌شود.

و شاید امروز، اگرچه پدری بر نبودن فرزندش می‌گرید، اما ایران یکی از بلندپروازترین عقاب‌های خود را در آغوش می‌گیرد؛ عقابی که بال‌هایش دیگر به زمین بازنمی‌گردد، زیرا برای همیشه در بلندای افتخار و حافظه تاریخ این سرزمین به پرواز ادامه خواهد داد. 

Hossein Amiri